این روزها ملودی زیبا و پر هیجانی توي زندگیم جریان داشت که حالا به سکوت رسیده... به نت خاموش!
بر ميگردم ...
به گپهای خودمونی و خنده های شیطنت آمیز...
به جمعهای دوستانه و فنجو نهای قهوه استنلی کوبریک! ...
به شب گردیهای بی پروا و صبحانه هاي فئودالی...
به سوژه هایBRAND ! و اون كوچه بن بست...
... به نت خاموش این روزها رسیدم ... به جایی كه باید هر اونچه گذشته را مرور و در تخته سفید زندگیم ثبت كنم.
در پارادكسی از دلتنگی و شادی ام و مي دونم كه این نوای خوش هرگز از یاد من رفتني نيست.