با خودش آواز مي خونه. وسط ِ خوندن اسمم رو صدا ميزنه... ميگم: هوم؟ ميگه: چرا به من گفتي مشنگ؟! ميگم خب چي مي گفتم ؟ ميگه : يه كلمه مهربون تر ... ميگم پلنگ؟ ميگه : نه ، مهربون تر... ميگم نهنگ ؟ ميگه : نُچ ... ميگم مست ُ ملنگ؟ ميگه : اِي ي ي ي ي قربونت بشم...
ميگه: الو؟ خانم صداقت؟ سلام ... من ميخواستم از برنامه تون تشكر كنم و از همينجا به پدرم بگم سلام پدر، دوستت دارم... چون من پدرم رو خيلي دوست دارم و امسال داماد شدم و هر روز بهش سلام ميدم تا روزم رو خوب آغاز كنم ، چون پدر يك نعمت بزرگ و تكرار نشدنيه و آدم بايد تا زنده هست قدرش رو بدونه تا بعدا پشيمون نشه يك عمر . واقعن دستتون درد نكنه كه صداي منو پخش مي كنيد، فلاني هستم از بيسان آباد!
توي جلسهء كاري ام ... زنگ ميزنه، نميتونم جواب بدم. بلافاصله اس ام اس ميفرسته كه مگه دوسم نداري ديگه؟؟؟ ريپلاي ميكنم نه عزيزم، تو دوسم نداري ديگه!!! ... اس ام اس ميزنه: چرا؟ مگه چي شده؟ مگه من چي كار كردم؟ براش ميزنم كه اين حرفا چيه؟ توي جلسه هستم، بعدن زنگ ميزنم... ولي اون ديگه كلن باورش ميشه كه من دوسش ندارم!!!
6 ماه پيش گفت برام شامي درست ميكني؟ از ته ِ دل گفتم : آره عزيزم ، معلومه كه درست ميكنم... 6 ماهه كه قراره براش شامي كباب درست كنم هنوز... ته ِ دلم سوراخ شده.
ميگه : مهندس گفت نامه اوكي ِ ، فقط شمارهء بند ِ اون قرارداد رو هم بهش اضافه كن... ميگم: به نظر من لزومي نداره وقتي كل پاراگراف رو توي نامه آوردم... ميگه: حالا اينطوري خواسته ديگه... ميگم: بگو خودش اضافه كنه! ... عين ِ جمله رو به مهندس ميگه فورا"
خيلي چيزا ميگه، اما خيلي كاراي ديگه ميكنه!