...

می دونم كه زندگی تلفیق همه واقعیتهای تلخ ُ شیرینه و اصولا باید همینطور باشه تا جذابیتش رو از دست نده.

یه وقتهایی برای اینكه یه چیزی بخشی از زندگیت باشه مجبور میشی به حاشیه تلخش هم چراق سبز نشون بدی و به نوعی باهاش كنار بیای. نگاهت رو روش ثابت نمی كنی و تنها از روش می گذری...سریع و كوتاه. اصلا انگار نه انگار كه هست،كه وجود داره، كه آزارت میده...
كار هر روزت كراپ زدنه تصویر كلیه زندگیته تا اینكه قاب نهایی بشه همونی كه میخوای... یعنی زندگی به علاوه اون چیزهایی كه باید باشن و تقریبا منحای اون چیزهایی كه نباید باشن!

اما در تصویر بعضی روزهات اون واقعیت حاشیه ای اونقدر درشت و پررنگه كه با هیچ كراپی نمیشه حذفش كرد و تو یه دفعه به خودت میای كه ساعتهاست نگاه خیست رو روی تصویرش زوم كردی و اون ساعتهاست كه با خونسردی تو چشمهات زل زده.