بیداری
صدای آتیش شومینه ، نور کم جون ِ یک مانیتور فسقلی و یک شب نا تمام که با من مدارا می کنه ، که میذاره کشش بدم و فکر کنم به خیلی چیزها ... ولی نه فکر می خواد دلم ، نه موسیقی ، نه شب زنده داری... دلم یه بغل خواب آروم می خواد، فقط همین.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 3:56 توسط سيلويا