ايشالا...
ميگه : كِي فرستادي؟ من كه چيزي نديدم ؟!
ميگم: 8 روز پيش رسيدش كردين!
ميگه: واااااا !!! عجيبه ... حالا چك مي كنم دوباره.
چند روز بهش وقت ميدم... به خودم هم ، هم.
ميگم: ديدين؟
ميگه: چيو ؟
ميگم : نامه رو ...
ميگه : آهان! يه كپي پاس فكس كن دفترم ، البته من از فردا يك هفته نيستم.
يك هفته صبر مي كنم...
ميگم: چه خبر ؟
ميگه: از چي؟!
ميگم: نامه و فكس...
ميگه: آهان! توي كارتابله.
ميگم: اقدام ميشه ديگه ؟
ميگه: ايشالا...
ميگم: قبل از عيد ديگه ؟
يه كم مكث مي كنه و طلبكارانه ميگه: ايشالا...
سكوت مي كنم...
توي دلم ميگم: ايشالا... كه الف ِ ايشالا ستون بشه و تا تَه بره توي ...!!!
..............
اين روزا خيلي فحش ميدم.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 15:24 توسط سيلويا
|