اولين سفر و اولين بيلاخ ِ نود
سفر عالي بود ... كاش همه چي فيلتر نبود اينقدر و ميشد به راحتي عكس آپلود كرد. اصلن كاش ميشد يه گوشه از اون طبيعت ، هوا و آرامش رو يه جايي سيو كرد ، روي فلشي چيزي ريخت ، بعد هي نگاهش كرد ، هي نسيمش رو حس كرد روي گونه ها ، مسخ رنگهاي نابش شد و به آرامش رسيد...
امروز براي من اولين روز كاريه... دوباره همه چي از نو شروع شده! باز هم كسر كار ، تذكر اداري ، غيبت و كوفت و زهر مار و اينكه رفتي خوش گذروندي؟ پس خيلي غلط كردي!
متاسفم براي اولين پست سال نود و متاسفم براي خودم كه هنوز مجبورم اينجا باشم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 10:28 توسط سيلويا
|