صحبت شبانه
میگه تو تعریف کن ...
تعریف می کنم از دورِ همیِ شبونه مون با "سیاگینلی" و اینکه چی شد ُ چی گفته شدُ چی شام خوردیم ... از اسکورت همگانیِ گین تا خونه ش و پاتک دزد به ماشین ِ لی براش میگم...
بعدش هیچ صدایی نمی شنوم... یعنی نه آهی ، نه اویی ، نه وایی ، نه هیچی!
گوشم رو می چسبونم به گوشی و صدایی میشنوم که یعنی شبش یه جاهایی قبل از آقای دزد و بعدِ شام به خیر شده گویا...
بعله!
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 11:40 توسط سيلويا
|