دوشنبه شب ...

صدای کتری آب جوش و کولر و صدای بلندتری توی سرم در جریانه... گفتگویی که از ظهر شروع شده و تموم نمیشه انگار.

هی، جناب دوشنبه! من خسته م و تو خیلی بلند قد تو روی من ایستادی که بگی این هفته تازه شروع شده . باشه، باشه...

کاش تموم بشه... هم این هفته ، هم این گفتگو و هم امشب.