داستانکِ کوچک ِ موچک
یکی بود... یکی اومد ، بقیه هم سر رسیدن ... دور هم بودن و بهشون کلی خوش گذشت.
قصه ما به سر رسید... کلاغه یه خونه وسط شهر قصه ساخت و آخر همه قصه ها بهش رسید.
بعله.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 20:48 توسط سيلويا
|