خخخ
والا ما که به دیار دوستان بودیم و قبلش هم که عید بود و قبل ترش تدارکات عید و دوتا بعد ترش در دیار دوستان بسی خوش گذشت و ما کلن خخخ بودیم در طبیعت و کافه ها و کازینوها...یعنی که هوا بسیار عالی بود و طعم قهوه ها ماورایی و یعنی تر که آدمی زاد به جای نماز شب و دعا باید پای جک پات بشینه و حاجت بگیره . کاش هنوز هم پر بود ماگ تپلمون از قهوه و کاش هنوز باد از لابلای موهام می گذشت و با گوچی خانوم خوشحالی می کردیم و هی خوراکی های شادی آور تناول می کردیم عشرین و عشرین بار و کاش تر که عمر کالریهای سفر مثل قالب یخ زیر آفتاب داغ تابستون بود و اونوقت زندگی میشد پرررررفکتو باقالی!
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:29 توسط سيلويا
|